بازار طلا در آستانه شهریور ۱۴۰۵ با یک تناقض مهم روبهروست: چرا اونس طلا در شرایطی که نرخهای بهره واقعی آمریکا همچنان بالا هستند، دوباره توانسته از فشار فروش فاصله بگیرد؟ در منطق کلاسیک بازار، افزایش بازده واقعی اوراق باید به زیان دارایی بدون سودی مانند طلا تمام شود؛ اما تجربه چرخه اخیر نشان داده که این رابطه دیگر بهاندازه گذشته خطی نیست.
طلا پس از ثبت رکوردهای تاریخی بالای ۵۴۰۰ دلار در بخش ابتدایی ۲۰۲۶، در ادامه نیمه نخست سال تا محدوده ۴۰۰۰ دلار عقب نشست. با این حال، تثبیت قیمت در حوالی این سطح و سپس بازگشت تقاضا نشان داد که بازار نه وارد یک روند نزولی قطعی شده و نه هنوز توانسته روند صعودی قدرتمند ابتدای سال را احیا کند. شورای جهانی طلا نیز نیمه دوم ۲۰۲۶ را دورهای توصیف کرده که در سناریوی پایه میتواند با نوسان نسبتاً محدود همراه باشد، اما تغییر انتظارات نرخ بهره یا تشدید ریسکهای اقتصادی قادر است دوباره مسیر قیمت را تغییر دهد.
بنابراین پرسش اصلی برای پیشبینی قیمت طلا در شهریور ۱۴۰۵ این نیست که «طلا صعودی است یا نزولی؟»؛ بلکه باید پرسید چه اتفاقی باید رخ دهد تا یکی از دو سناریو اعتبار بیشتری پیدا کند؟
تصویر کلان بازار طلا پیش از شهریور ۱۴۰۵
ساختار بازار طلا را میتوان از برخورد دو نیروی تقریباً متضاد بررسی کرد.
در سمت منفی، بازده واقعی اوراق خزانهداری آمریکا همچنان در سطوح نسبتاً بالا قرار دارد. دادههای نیمه اوت ۲۰۲۶، بازده واقعی اوراق ۱۰ساله مبتنی بر TIPS را حدود ۲.۴۱ درصد نشان میدهد. چنین سطحی از نرخ واقعی، از نظر تئوریک هزینه فرصت نگهداری طلا را افزایش میدهد.
علاوه بر این، فدرال رزرو در نشست تابستانی خود محدوده هدف نرخ وجوه فدرال را در سطح ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد حفظ کرد و سه عضو کمیته حتی خواهان افزایش ۰.۲۵ واحد درصدی نرخ بودند. این اختلاف درون کمیته نشان میدهد که بحث مقابله با تورم هنوز کاملاً از دستور کار سیاست پولی آمریکا خارج نشده است.
اما سمت دیگر معادله نیز قابل چشمپوشی نیست.
دادههای شورای جهانی طلا نشان میدهد صندوقهای ETF مبتنی بر طلا پس از دو ماه خروج سرمایه، در ماه ژوئیه حدود ۳ میلیارد دلار ورود سرمایه ثبت کردند. موجودی این صندوقها نیز حدود ۲۳ تن افزایش یافت و به ۴۰۶۸ تن رسید. این رفتار را میتوان نشانهای از بازگشت بخشی از تقاضای سرمایهگذاری در قیمتهای پایینتر دانست.
همزمان، ارزیابی شورای جهانی طلا از نیمه دوم ۲۰۲۶ بر ادامه نقش تقاضای سرمایهگذاری، خرید سرمایهگذاران آسیایی و خرید بانکهای مرکزی تأکید دارد.
در نتیجه، شهریور ۱۴۰۵ با بازاری روبهرو است که در آن فشار نرخ بهره هنوز از بین نرفته، اما کف تقاضای ساختاری نیز ضعیف نشده است.
تحلیل تکنیکال طلا برای شهریور ۱۴۰۵
یکی از اشتباهات متداول در تحلیل طلا این است که هر بازگشت قیمت از یک کف بهعنوان آغاز موج صعودی جدید در نظر گرفته شود.
ساختار ۲۰۲۶ چنین نتیجهای را تأیید نمیکند.
پس از عبور طلا از ۵۵۰۰ دلار در اوج نوسانات نیمه نخست سال، قیمت در اواخر همان نیمه حتی به زیر ۴۰۰۰ دلار رسید. شورای جهانی طلا نوسان تحققیافته طلا را در بخشی از این دوره بیش از ۵۰ درصد گزارش کرده است؛ بنابراین معاملهگر با بازاری روبهروست که توانایی ایجاد حرکتهای بسیار بزرگ در هر دو جهت را دارد.
در ادامه، محدوده ۴۰۰۰ دلار چند مرتبه بهعنوان منطقه جذب تقاضا عمل کرد. قیمت پایانی ژوئیه نیز حدود ۴۰۲۷ دلار گزارش شد.
در داده مبنای قراردادهای آتی CME، قراردادهای طلا در سررسیدهای نزدیک در محدوده تقریباً ۴۴۰۰ دلار قرار گرفتهاند و قیمت سررسیدهای بعدی اندکی بالاتر است. این ساختار نشان میدهد بازار بخش مهمی از افت قبلی را پس گرفته، اما هنوز با رکورد تاریخی فاصله قابل توجهی دارد.
از منظر تکنیکال، سه ناحیه اهمیت بیشتری دارند:
محدوده ۴۴۰۰ تا ۴۵۰۰ دلار؛ منطقه تصمیم
این محدوده را نمیتوان صرفاً یک مقاومت عددی دانست.
بازپسگیری ۴۴۰۰ دلار نشاندهنده بازیابی مومنتوم است، اما تثبیت بالای ۴۵۰۰ دلار میتواند پیام متفاوتی داشته باشد: بازار دیگر فقط در حال اصلاح افت قبلی نیست و ممکن است وارد مرحله جدیدی از بازیابی روند شود.
شورای جهانی طلا نیز در سناریوی صعودی نیمه دوم سال، محدوده ۴۵۰۰ دلار و بالاتر را یکی از اهداف بالقوه در صورت وقوع محرکهای مثبت اقتصاد کلان مطرح کرده است.
بنابراین ۴۵۰۰ دلار بیشتر از آنکه یک «عدد جادویی» باشد، یک سطح تأیید رفتار بازار است.
محدوده ۴۲۰۰ تا ۴۳۰۰ دلار؛ حمایت میانی
اگر طلا نتواند بالای منطقه ۴۴۰۰ تا ۴۵۰۰ دلار تثبیت شود، بازگشت به محدوده ۴۲۰۰ تا ۴۳۰۰ دلار الزاماً به معنای پایان روند صعودی نیست.
چنین حرکتی میتواند بخشی از فرآیند تثبیت و ساخت کف بالاتر باشد.
تفاوت اصلی میان یک اصلاح سالم و شروع روند نزولی را باید در واکنش قیمت به این محدوده جستوجو کرد. بازگشت سریع خریداران میتواند ساختار صعودی میانمدت را حفظ کند؛ اما شکست قاطع آن، احتمال آزمایش سطوح پایینتر را افزایش میدهد.
محدوده ۴۰۰۰ دلار؛ حمایت استراتژیک
سطح ۴۰۰۰ دلار مهمترین مرز دفاعی ساختار فعلی است.
این محدوده در ماه ژوئیه چند بار آزمایش شد و همچنان توانست تقاضا جذب کند.
به همین دلیل، شکست پایدار ۴۰۰۰ دلار پیام بسیار مهمتری نسبت به نوسانات روزانه زیر ۴۴۰۰ یا ۴۳۰۰ دلار خواهد داشت.
در صورت از دست رفتن این ناحیه، فرضیه «اصلاح درون یک روند بزرگتر» ضعیفتر میشود و بازار میتواند وارد مرحله گستردهتری از بازقیمتگذاری شود.
چرا نرخ بهره واقعی هنوز مهمترین متغیر طلاست؟
رابطه طلا و نرخ بهره را نباید با نرخ اسمی بررسی کرد.
مهمتر از نرخ اسمی، نرخ بهره واقعی است؛ یعنی بازدهی که سرمایهگذار پس از درنظرگرفتن تورم انتظار دارد دریافت کند.
وقتی اوراق دولتی بازده واقعی جذابی ایجاد میکنند، نگهداری طلایی که سود دورهای پرداخت نمیکند هزینه فرصت بیشتری دارد. به همین دلیل افزایش نرخ واقعی معمولاً فشار منفی بر طلا وارد میکند.
اما نکتهای که چرخههای اخیر آشکار کرده این است که این رابطه مطلق نیست.
شورای جهانی طلا تأکید کرده که طلا از سالهای میانی دهه ۲۰۲۰ با وجود نرخهای واقعی بالا عملکرد قابل توجهی داشته و بخشی از این مقاومت را میتوان به خرید بانکهای مرکزی و تقاضای سرمایهگذاران آسیایی نسبت داد.
بنابراین اگر نرخ واقعی آمریکا بالا باقی بماند ولی بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران غیرغربی همچنان خریدار باشند، طلا ممکن است برخلاف مدلهای سنتی سقوط عمیقی تجربه نکند.
اما اگر نرخ واقعی بالا با دلار قوی، کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی و خروج سرمایه از ETFهای طلا همراه شود، مجموعه عوامل منفی میتواند بسیار قدرتمندتر شود.
نشست فدرال رزرو؛ مهمترین نقطه عطف شهریور
جلسه سیاست پولی سپتامبر فدرال رزرو با نیمه دوم شهریور ۱۴۰۵ همپوشانی دارد و میتواند به یکی از مهمترین محرکهای نوسان طلا تبدیل شود. تقویم رسمی فدرال رزرو نیز برگزاری نشست دو روزه سپتامبر و کنفرانس خبری پس از آن را تأیید میکند.
با این حال، خود تصمیم نرخ بهره تنها عامل تعیینکننده نیست.
بازار معمولاً به تفاوت میان «تصمیم واقعی» و «انتظارات قبلی» واکنش نشان میدهد.
برای مثال، اگر بازار انتظار سیاست انقباضی داشته باشد اما فدرال رزرو لحن محتاطانهتری اتخاذ کند، حتی ثابت ماندن نرخ بهره میتواند برای طلا مثبت تفسیر شود.
برعکس، اگر بازار انتظار توقف انقباض را داشته باشد و سیاستگذاران دوباره احتمال افزایش نرخ را برجسته کنند، طلا میتواند با فشار فروش روبهرو شود.
در گزارش هفتگی شورای جهانی طلا در نیمه اوت ۲۰۲۶، بخش قابل توجهی از احتمال افزایش نرخ در نشست سپتامبر از قیمتها خارج شده بود؛ کاهش بازده اوراق و نرمتر شدن دلار نیز از روند بازیابی طلا حمایت کرده بود.
این وضعیت یک خطر مهم ایجاد میکند: هر پیام غیرمنتظره انقباضی میتواند واکنش بازار را شدیدتر کند، زیرا بخشی از سرمایهگذاران برای سناریوی ملایمتر آماده شدهاند.
آیا تورم بالاتر الزاماً باعث رشد طلا میشود؟
خیر؛ و این شاید مهمترین بخش تحلیل باشد.
یکی از باورهای رایج بازار این است که تورم بالا مساوی با رشد قیمت طلاست. این رابطه تنها زمانی قابل اتکاتر میشود که تورم باعث کاهش اعتماد به سیاست پولی، افت نرخ واقعی، تضعیف دلار یا افزایش ریسک رکود شود.
اگر تورم بالا برود و بانک مرکزی در پاسخ، نرخ بهره را سریعتر افزایش دهد، ممکن است نرخ واقعی نیز بالا برود؛ در چنین شرایطی طلا میتواند حتی در محیط تورمی تحت فشار قرار گیرد.
تحلیل بلندمدت شورای جهانی طلا نیز نشان میدهد اثر تورم بر طلا زمانی پررنگتر میشود که نرخ تورم به سطوح بالاتر برسد؛ اما واکنش دلار، نرخ واقعی و احتمال رکود همچنان نقش تعیینکننده دارد.
پس معاملهگر طلا نباید تنها CPI را دنبال کند.
باید زنجیره کامل را تحلیل کرد:
دلار آمریکا؛ متغیری که میتواند جهت شهریور را تغییر دهد
یکی دیگر از عوامل کلیدی، شاخص دلار آمریکاست.
طلا به دلار قیمتگذاری میشود و تضعیف دلار معمولاً خرید طلا را برای دارندگان سایر ارزها ارزانتر میکند. در کنار این اثر مکانیکی، ضعف دلار اغلب با تغییر انتظارات سیاست پولی آمریکا نیز همراه است.
برای سناریوی صعودی شهریور ۱۴۰۵، ترکیب زیر اهمیت بیشتری از یک داده منفرد دارد:
اگر این سه متغیر همجهت شوند، عبور پایدار طلا از مقاومتهای بالاتر بسیار منطقیتر خواهد شد.
در مقابل، ترکیب دلار قوی و بازده واقعی رو به افزایش میتواند حتی در حضور تنشهای سیاسی، قدرت حرکت صعودی طلا را محدود کند.
مقایسه رفتار طلا، نقره و کریپتو در دورههای افزایش ریسک
همه داراییهایی که از تورم یا کاهش اعتماد به ارزهای فیات سود میبرند، رفتار مشابهی ندارند.
طلا عمدتاً یک دارایی ذخیره ارزش و پناهگاه سرمایه محسوب میشود. نقره علاوه بر ویژگی پولی، وابستگی زیادی به تقاضای صنعتی دارد. بیتکوین و بازار کریپتو نیز به نقدینگی، ریسکپذیری و نرخ بهره حساسیت بالاتری نشان میدهند.
بنابراین در یک شوک اقتصادی ممکن است هر سه دارایی در بلندمدت از افزایش نقدینگی منتفع شوند، اما واکنش مرحله نخست آنها کاملاً متفاوت باشد.
نکته مهم این است که سرمایهگذار نباید طلا را صرفاً در کنار داراییهای «ضد تورم» قرار دهد. طلا برخلاف بسیاری از داراییهای ریسکی میتواند در مرحلهای که سرمایهگذاران به دنبال کاهش ریسک پرتفوی هستند نیز تقاضا جذب کند.
سناریوی صعودی طلا در شهریور ۱۴۰۵
سناریوی صعودی زمانی اعتبار بیشتری پیدا میکند که چند شرط بهصورت همزمان ایجاد شوند.
۱. کاهش نرخ واقعی آمریکا
اگر بازده واقعی اوراق از سطوح بالا فاصله بگیرد، یکی از مهمترین موانع طلا تضعیف میشود.
کاهش نرخ واقعی بهخصوص زمانی اهمیت دارد که ناشی از ضعف دادههای اقتصادی یا افزایش احتمال سیاست پولی ملایمتر باشد.
۲. تثبیت قیمت بالای ۴۵۰۰ دلار
عبور لحظهای از مقاومت کافی نیست.
بازار برای تأیید موج جدید باید بتواند عرضه ایجادشده در منطقه ۴۴۰۰ تا ۴۵۰۰ دلار را جذب کند.
تثبیت بالای این منطقه میتواند ابتدا مسیر را برای حرکت به محدودههای بالاتر باز کند و در صورت افزایش مومنتوم، بازار بار دیگر فاصله خود با رکورد تاریخی را کاهش دهد.
۳. ادامه ورود سرمایه به ETFها
بازگشت ۳ میلیارد دلار سرمایه به ETFهای طلا در ژوئیه اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران افت قیمت را نه آغاز بازار خرسی، بلکه فرصتی برای بازورود تلقی کردهاند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، فشار خرید سرمایهگذاری میتواند محرک مهمی برای شکست مقاومتها باشد.
۴. ضعف دلار
تضعیف دلار احتمالاً اثر کاهش نرخهای واقعی را تقویت خواهد کرد.
بهترین محیط برای طلا معمولاً نه صرفاً تورم بالا، بلکه ترکیب ضعف دلار، کاهش بازده واقعی و افزایش عدماطمینان اقتصادی است.
۵. افزایش ریسکهای اقتصادی یا ژئوپلیتیکی
هرچه ریسک سیستماتیک افزایش پیدا کند، انگیزه نگهداری داراییهای دفاعی تقویت میشود.
شورای جهانی طلا نیز تشدید ریسک اقتصادی یا ژئوپلیتیکی و کاهش انتظارات نرخ بهره را از محرکهای اصلی سناریوی صعودی نیمه دوم ۲۰۲۶ دانسته است.
سناریوی نزولی طلا در شهریور ۱۴۰۵
سناریوی نزولی نیز نباید دستکم گرفته شود.
مشکل اصلی تحلیلهای بیش از حد صعودی طلا این است که خرید بانکهای مرکزی و ریسکهای ژئوپلیتیکی را قطعی فرض میکنند، اما هزینه فرصت سرمایه را نادیده میگیرند.
۱. بازگشت فشار انقباضی فدرال رزرو
اگر تورم دوباره فشار ایجاد کند و فدرال رزرو بر احتمال افزایش نرخها تأکید کند، بازده اوراق میتواند رشد کند.
با توجه به اینکه حتی در نشست تابستانی چند عضو کمیته خواهان افزایش نرخ بودند، امکان بازگشت لحن انقباضی را نمیتوان حذف کرد.
۲. رشد بازده واقعی
بازده واقعی ۱۰ساله نزدیک ۲.۴ درصد از قبل نیز سطح بالایی محسوب میشود. اگر این نرخ به جای کاهش، دوباره صعود کند، طلا با مانع مهمی روبهرو خواهد شد.
۳. تقویت دلار
سناریوی دلار قوی همراه با نرخ واقعی بالا یکی از نامطلوبترین ترکیبها برای طلاست.
در چنین محیطی، حتی افزایش تورم نیز لزوماً نمیتواند فلز زرد را نجات دهد.
۴. شکست محدوده ۴۲۰۰ تا ۴۳۰۰ دلار
از دست رفتن این حمایت میتواند اولین نشانه جدی ضعف مومنتوم باشد.
در این صورت منطقه ۴۰۰۰ دلار دوباره به مرکز توجه بازار تبدیل خواهد شد.
۵. شکست ۴۰۰۰ دلار
در این سناریو، تحلیل دیگر صرفاً درباره یک اصلاح کوتاهمدت نیست.
شکست پایدار ۴۰۰۰ دلار میتواند نشان دهد که عرضه ساختاری توانسته تقاضایی را که چندین بار در این محدوده ظاهر شده بود شکست دهد.
بازار در چنین شرایطی باید مجدداً از منظر میانمدت ارزیابی شود.
سناریوی سوم؛ نه صعود بزرگ، نه ریزش بزرگ
محتملترین اشتباه در پیشبینی شهریور ۱۴۰۵ میتواند اجبار بازار به انتخاب یکی از دو جهت افراطی باشد.
سناریوی سوم، ادامه نوسان گسترده بین حمایتها و مقاومتهاست.
شورای جهانی طلا در چشمانداز نیمه دوم ۲۰۲۶ نیز اشاره کرده بود که تحت سناریوی اقتصاد کلان نسبتاً باثبات، قیمت میتواند در یک دامنه تقریباً پنجدرصدی در هر دو جهت نوسان کند و برای خروج از آن به محرک تازه نیاز داشته باشد.
این سناریو از نظر معاملاتی بسیار مهم است.
بازاری که چندصد دلار بین حمایت و مقاومت حرکت میکند ممکن است از دور «بدون روند» به نظر برسد، اما برای معاملهگران دارای اهرم میتواند یکی از پرریسکترین محیطها باشد.
در چنین شرایطی، شکستهای کاذب افزایش مییابند و تعقیب قیمت پس از کندلهای بزرگ میتواند نسبت ریسک به بازده نامناسبی ایجاد کند.
دیدگاه مخالف؛ چرا ممکن است تمام سناریوی صعودی اشتباه باشد؟
یک دیدگاه مخالف میگوید بخش بزرگی از روایت صعودی طلا بیش از حد به خرید بانکهای مرکزی و ریسکهای سیاسی وابسته شده است. اگر اقتصاد آمریکا انعطافپذیر باقی بماند، تورم بالاتر از هدف اجازه کاهش سریع نرخها را ندهد و بازده واقعی در سطوح بالا تثبیت شود، سرمایهگذاران دوباره با این سؤال مواجه خواهند شد که چرا باید طلای بدون بازده را به اوراقی با بازده واقعی مثبت ترجیح دهند. در چنین سناریویی، حتی خرید بانکهای مرکزی نیز ممکن است تنها سرعت نزول را کاهش دهد، نه اینکه الزاماً روند صعودی تازهای ایجاد کند. گزارشهای شورای جهانی طلا نیز صراحتاً تأکید میکنند که تورم بالاتر بهتنهایی تضمینکننده جهش طلا نیست و واکنش نرخ واقعی، دلار و رشد اقتصادی تعیینکننده خواهد بود.
این دیدگاه اهمیت زیادی دارد، زیرا تحلیلگر نباید افزایش بلندمدت قیمت طلا را به یک «قانون طبیعی بازار» تبدیل کند.
هیچ داراییای بدون اصلاح رشد نمیکند.
سناریوهای اصلی پیشبینی قیمت طلا در شهریور ۱۴۰۵
کدام سناریو برای شهریور ۱۴۰۵ منطقیتر است؟
مجموع دادهها اجازه صدور حکم قطعی صعودی یا نزولی نمیدهد، اما ساختار بازار نسبت به پایان نیمه نخست ۲۰۲۶ متعادلتر شده است.
بازگشت قیمت از محدوده ۴۰۰۰ دلار، ورود مجدد سرمایه به ETFها و کاهش بخشی از انتظارات انقباضی نشان میدهد خریداران دوباره فعال شدهاند.
در مقابل، بازده واقعی بالای اوراق آمریکا هنوز اجازه نمیدهد سناریوی صعودی بدون قید و شرط در نظر گرفته شود.
بنابراین میتوان ساختار شهریور را اینگونه خلاصه کرد:
تا زمانی که منطقه ۴۲۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار حفظ شود، افتها بیشتر ویژگی اصلاحی دارند تا شروع قطعی یک بازار نزولی. اما آغاز موج صعودی قدرتمند بعدی نیز نیازمند عبور و تثبیت بالای محدوده ۴۵۰۰ دلار است.
فاصله میان این دو سطح، منطقهای است که معاملهگران باید بیشتر به تأیید بازار توجه کنند تا پیشبینی جهت.
جمعبندی استراتژیک؛ تریدر چه درسی باید از تحلیل شهریور بگیرد؟
درس اصلی پیشبینی قیمت طلا در شهریور ۱۴۰۵ این نیست که اونس حتماً به سمت سقف تاریخی حرکت میکند یا دوباره تا ۴۰۰۰ دلار سقوط خواهد کرد.
درس مهمتر این است که بازار طلا در یک منطقه تصمیم قرار گرفته است.
سه متغیر باید در کنار قیمت دنبال شوند:
نرخ واقعی اوراق آمریکا، جهت دلار و جریان سرمایه به بازار طلا.
اگر قیمت بالای ۴۵۰۰ دلار تثبیت شود و همزمان بازده واقعی کاهش پیدا کند، اعتبار سناریوی صعودی به شکل محسوسی افزایش مییابد.
اگر طلا نتواند مقاومت را بشکند ولی بالای محدوده ۴۲۰۰ دلار باقی بماند، سناریوی نوسانی و اصلاح زمانی منطقیتر خواهد بود.
اما اگر ۴۲۰۰ دلار از دست برود و سپس حمایت استراتژیک ۴۰۰۰ دلار نیز شکسته شود، معاملهگر باید فرضیه ادامه بیوقفه روند صعودی را کنار بگذارد و احتمال اصلاح عمیقتر را جدیتر بررسی کند.
مهمترین اشتباه، خرید صرفاً به دلیل روایتهایی مانند «تورم بالاست»، «بانکهای مرکزی طلا میخرند» یا «ریسک سیاسی زیاد شده» است. همانطور که فروش صرفاً به دلیل بالا بودن نرخ بهره نیز میتواند اشتباه باشد.
قیمت زمانی حرکت پایدار ایجاد میکند که چند متغیر کلان در یک جهت قرار بگیرند.
به همین دلیل، برای شهریور ۱۴۰۵ استراتژی مبتنی بر تأیید سطوح، مدیریت اندازه موقعیت و واکنش به نرخهای واقعی از پیشبینی یک عدد قطعی برای پایان ماه منطقیتر است.
بازار طلا هنوز ظرفیت ادامه مسیر صعودی را دارد، اما عبور از مرحله فعلی نیازمند محرکی قویتر است. در مقابل، تا زمانی که حمایت ساختاری اطراف ۴۰۰۰ دلار حفظ شود، فرضیه تبدیل اصلاح به یک بازار نزولی بلندمدت نیز تأیید نشده است.
در نتیجه پاسخ پرسش «اصلاح یا ادامه روند صعودی؟» یک پاسخ دوحالته نیست:
شهریور ۱۴۰۵ احتمالاً ماهی برای مشخصشدن کیفیت بازیابی طلاست؛ بالای ۴۵۰۰ دلار، کفه به سود ادامه روند صعودی سنگینتر میشود و زیر ۴۰۰۰ دلار، ساختار بازار وارد فاز کاملاً متفاوتی خواهد شد.
تحلیلهای بازار طلا، سناریوهای کلان و بررسی اثر نرخ بهره و دلار بر اونس را در کانال تلگرام آکادمی سعید فیضیان دنبال کنید.
عضویت در کانال تلگرامبرای دنبال کردن تحلیلهای دورهای طلا، سطوح مهم بازار و سناریوهای معاملاتی، کانال بله آکادمی سعید فیضیان را دنبال کنید.
عضویت در کانال بلهنکات کوتاه درباره اونس جهانی، نرخ بهره، دلار و مدیریت ریسک در معاملات طلا را در اینستاگرام آکادمی سعید فیضیان دنبال کنید.
دنبال کردن در اینستاگرام