آیا بازده بالای اوراق سرمایه را از بیت‌کوین خارج می‌کند؟

تحلیل رابطه بازده اوراق و بیت‌کوین؛ از بازده واقعی و هزینه فرصت تا اهرم، جریان سرمایه و تفاوت پیام اوراق کوتاه‌مدت و بلندمدت.

نویسنده: سعید فیضیان زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه
آیا بازده بالای اوراق سرمایه را از بیت‌کوین خارج می‌کند؟

بازاری که برای نگهداری پول بازده جذابی می‌پردازد، چرا باید همچنان خریدار بیت‌کوین داشته باشد؟ در نگاه نخست، پاسخ روشن به نظر می‌رسد: وقتی سرمایه‌گذار می‌تواند از اوراق دولتی معتبر درآمد نسبتاً قابل پیش‌بینی دریافت کند، انگیزه کمتری برای پذیرش نوسان شدید بیت‌کوین خواهد داشت. بااین‌حال، افزایش بازده اوراق همیشه با افت بیت‌کوین همراه نیست؛ گاهی هر دو هم‌زمان صعود می‌کنند و گاهی کاهش بازده اوراق نیز نمی‌تواند جلوی فروش دارایی‌های پرریسک را بگیرد.

این تناقض از یک اشتباه تحلیلی سرچشمه می‌گیرد: یکی‌گرفتن «سطح بازده اوراق» با «علت تغییر بازده اوراق». بازار میان افزایش نرخ‌ها بر اثر سیاست پولی انقباضی، افزایش انتظارات تورمی و نگرانی درباره بدهی دولت تفاوت می‌گذارد. هرکدام از این وضعیت‌ها نیز می‌تواند پیام متفاوتی برای بیت‌کوین داشته باشد.

بازده بالای اوراق می‌تواند بخشی از تقاضای سرمایه‌گذاری برای بیت‌کوین را تضعیف کند، به‌ویژه زمانی که بازده واقعی افزایش یابد و تأمین مالی دشوارتر شود. اما از افزایش بازده نمی‌توان نتیجه گرفت که سرمایه الزاماً از بیت‌کوین خارج شده و مستقیماً وارد اوراق شده است. برای چنین نتیجه‌ای، شواهد جریان سرمایه و رفتار سرمایه‌گذاران نیز لازم است.

رقابت اوراق و بیت‌کوین بر سر چیست؟

در این بحث، منظور از اوراق عمدتاً اوراق خزانه‌داری آمریکا است؛ زیرا نرخ‌های دلاری آن‌ها در تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و تأمین مالی جهانی نقش مرجع دارند. تعمیم همین منطق به اوراق شرکتی پرریسک یا بدهی دولت‌هایی با احتمال نکول بالا، می‌تواند نتیجه‌گیری را مخدوش کند.

اوراق خزانه و بیت‌کوین دو نوع متفاوت از بازده را پیش روی سرمایه‌گذار می‌گذارند. اوراق، مجموعه‌ای از پرداخت‌های قراردادی دارند؛ در مقابل، نگهداری مستقیم بیت‌کوین به‌خودی‌خود سود دوره‌ای یا جریان نقدی قراردادی ایجاد نمی‌کند. بازده دارنده بیت‌کوین عمدتاً به تغییر قیمت فروش نسبت به قیمت خرید وابسته است.

بنابراین، رقابت اصلی بر سر تخصیص سرمایه است: سرمایه‌گذار برای چشم‌پوشی از درآمد نسبتاً قابل پیش‌بینی، چه میزان بازده احتمالی و چه نوع مزیتی طلب می‌کند؟

هنگامی که نرخ‌های کم‌ریسک افزایش می‌یابند، آستانه پذیرش ریسک نیز می‌تواند بالاتر برود. سرمایه‌گذاری که با بازده اندک اوراق حاضر بود نوسان بیشتری بپذیرد، ممکن است با جذاب‌ترشدن درآمد ثابت، سهم دارایی‌های پرنوسان را کاهش دهد.

بااین‌حال، همه خریداران بیت‌کوین با این منطق تصمیم نمی‌گیرند. معامله‌گر اهرمی، مدیر صندوق چنددارایی و سرمایه‌گذار بلندمدتی که به ویژگی‌های شبکه اهمیت می‌دهد، حساسیت یکسانی به نرخ بهره ندارند. اثر اوراق بر بیت‌کوین به این بستگی دارد که کدام گروه در تعیین قیمت نقش پررنگ‌تری داشته باشد.

چرا بازده واقعی از بازده اسمی مهم‌تر است؟

بازده اسمی مشخص می‌کند سرمایه‌گذار چه نرخ دلاری دریافت می‌کند؛ بازده واقعی نشان می‌دهد این درآمد، پس از درنظرگرفتن تورم، چه اثری بر قدرت خرید او دارد.

برای مقایسه‌ای ساده می‌توان نوشت:

بازده واقعی مورد انتظار بازده اسمی تورم مورد انتظار

این رابطه تقریبی است. همچنین تورم مورد انتظار باید با افق سرمایه‌گذاری متناسب باشد؛ کم‌کردن تورم یک دوره کوتاه از بازده اوراق بلندمدت، بدون توجه به تفاوت افق‌ها، مقایسه دقیقی ایجاد نمی‌کند.

در تحلیل بازار، بازده اوراق مصون از تورم آمریکا، موسوم به TIPS، یکی از شاخص‌های رایج بازده واقعی است. اختلاف بازده اوراق اسمی و TIPS با سررسید مشابه نیز معیاری از جبران تورم فراهم می‌کند. این اختلاف را نباید معادل دقیق انتظارات تورمی دانست؛ صرف ریسک تورم و تفاوت نقدشوندگی نیز می‌توانند بر آن اثر بگذارند.

جدول زیر بر پایه اعداد کاملاً فرضی تهیه شده است. هدف آن توضیح تفاوت سناریوهاست، نه گزارش نرخ‌های بازار یا پیش‌بینی قیمت بیت‌کوین.

مقایسه فرضی بازده اسمی و واقعی؛ ارقام سالانه و با افق یکسان
سناریو بازده اسمی تورم مورد انتظار بازده واقعی تقریبی برداشت تحلیلی برای بیت‌کوین
درآمد واقعی ضعیف ۳٪ ۴٪ منفی ۱٪ جذابیت اوراق برای حفظ قدرت خرید محدود است.
درآمد واقعی مثبت ۵٪ ۲٪ مثبت ۳٪ هزینه فرصت نگهداری دارایی بدون درآمد دوره‌ای بیشتر است.
بازده اسمی بالا همراه با تورم بالا ۷٪ ۶٪ مثبت ۱٪ نرخ اسمی بزرگ‌تر، الزاماً رقابت واقعی شدیدتری ایجاد نمی‌کند.

نتیجه مهم جدول این است که اوراق با بازده اسمی ۵ درصد می‌تواند از نظر قدرت خرید جذاب‌تر از اوراق با بازده ۷ درصد باشد. بنابراین، تحلیل بیت‌کوین صرفاً با مشاهده بزرگ‌ترشدن عدد بازده اسمی، بخشی از مسئله را نادیده می‌گیرد.

بازده بالای اوراق از چه مسیرهایی بر بیت‌کوین فشار می‌آورد؟

۱. افزایش هزینه فرصت نگهداری بیت‌کوین

هزینه فرصت همان منفعتی است که سرمایه‌گذار با انتخاب یک دارایی، از گزینه جایگزین کنار می‌گذارد.

فرض کنیم سرمایه‌گذاری ۱۰۰ هزار دلار در اختیار دارد و یک ابزار فرضی یک‌ساله، بدون درنظرگرفتن مالیات و هزینه‌ها، بازده اسمی ۵ درصد ارائه می‌کند. انتخاب بیت‌کوین به معنای چشم‌پوشی از حدود ۵ هزار دلار بازده آن گزینه است.

اما نتیجه این نیست که بیت‌کوین تنها با رشد بیش از ۵ درصد، انتخاب بهتری خواهد بود. سرمایه‌گذار باید نوسان، احتمال زیان، نقدشوندگی و میزان عدم‌قطعیت را نیز مقایسه کند. بازده مورد انتظار بالاتر لزوماً به معنای بازده تعدیل‌شده با ریسک بهتر نیست.

برای برخی سرمایه‌گذاران، افزایش درآمد قابل پیش‌بینی حتی بدون بدبین‌شدن به آینده بیت‌کوین، کاهش وزن آن را توجیه می‌کند.

۲. گران‌ترشدن تأمین مالی و کاهش اهرم

اگر رشد بازده اوراق بازتاب سخت‌ترشدن شرایط پولی باشد، تأمین مالی معاملات نیز ممکن است گران‌تر یا محدودتر شود. در چنین وضعیتی، نگهداری موقعیت‌های اهرمی به سود بالقوه بیشتری نیاز دارد تا هزینه و ریسک آن را توجیه کند.

کاهش اهرم می‌تواند ابتدا به شکل کاهش اندازه موقعیت‌ها ظاهر شود و در شرایط پرتنش، به فروش اجباری و تشدید نوسان برسد.

بااین‌حال، نرخ تأمین مالی قراردادهای دائمی بیت‌کوین یا Funding Rate مستقیماً برابر نرخ بهره آمریکا نیست. این نرخ به سازوکار قرارداد و عدم‌تعادل تقاضای خرید و فروش نیز وابسته است. بنابراین، افزایش بازده خزانه‌داری الزاماً به افزایش هم‌اندازه Funding Rate منجر نمی‌شود.

یک پژوهش صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که انقباض پولی آمریکا در نمونه بررسی‌شده، از مسیر کاهش ریسک‌پذیری بر عامل مشترک قیمت دارایی‌های کریپتویی فشار وارد کرده است. این یافته از اهمیت شرایط مالی حمایت می‌کند، اما برای هر حرکت منفرد بیت‌کوین، علت قطعی تعیین نمی‌کند.

۳. تغییر تخصیص سرمایه در سبدهای چنددارایی

مدیر یک سبد سرمایه‌گذاری لزوماً درباره بیت‌کوین به‌صورت مستقل تصمیم نمی‌گیرد. او هم‌زمان بازده مورد انتظار اوراق، سهام، نقد و سایر دارایی‌ها را می‌سنجد.

وقتی اوراق می‌تواند با ریسک نوسان کمتر، بخش بزرگ‌تری از هدف بازده سبد را تأمین کند، ممکن است نیاز به پذیرش ریسک بالا کاهش یابد. نتیجه می‌تواند فروش بخشی از بیت‌کوین باشد؛ اما شکل کم‌صداتری نیز وجود دارد: اختصاص سرمایه جدید به اوراق و کاهش خریدهای بعدی بیت‌کوین.

این تفاوت اهمیت دارد. قیمت ممکن است به علت ضعیف‌شدن تقاضای تازه کاهش یابد، حتی اگر موج بزرگی از فروش سرمایه‌گذاران قدیمی شکل نگرفته باشد.

۴. تقویت احتمالی دلار

افزایش نرخ‌های واقعی آمریکا، در برخی شرایط، جذابیت دارایی‌های دلاری را بیشتر می‌کند. اگر این فرایند با تقویت دلار و محدودترشدن تأمین مالی جهانی همراه شود، می‌تواند فشار مضاعفی بر دارایی‌های پرریسک وارد کند.

اما رابطه نرخ بهره و دلار نیز مکانیکی نیست. اگر بازده اوراق بر اثر نگرانی درباره وضعیت مالی دولت یا افزایش ریسک نگهداری بدهی رشد کند، دلار الزاماً تقویت نمی‌شود. ازاین‌رو، جهت حرکت دلار باید جداگانه بررسی شود و نمی‌توان آن را صرفاً از حرکت بازده نتیجه گرفت.

اشتباه مهم: افزایش بازده اوراق، ورود سرمایه به اوراق را ثابت نمی‌کند

قیمت اوراق با نرخ ثابت و بازده آن در جهت معکوس حرکت می‌کنند. هنگامی که قیمت این اوراق کاهش می‌یابد، بازده قابل‌دستیابی برای خریدار جدید افزایش پیدا می‌کند. بنابراین، بالا رفتن بازده ممکن است حاصل فشار فروش در خود بازار اوراق باشد.

این نکته، روایت ساده «اوراق بالا رفت، پس پول از بیت‌کوین وارد اوراق شد» را زیر سؤال می‌برد.

ممکن است سرمایه‌گذاران هم‌زمان اوراق بلندمدت و بیت‌کوین را بفروشند و نقد نگه دارند. در چنین وضعیتی، بازده اوراق افزایش می‌یابد و قیمت بیت‌کوین کاهش پیدا می‌کند؛ اما مقصد اصلی فروش‌ها الزاماً اوراق نیست.

همچنین، کاهش ارزش بازار بیت‌کوین معادل خروج همان مقدار پول نقد نیست. ارزش بازار از ضرب قیمت در تعداد واحدها به دست می‌آید و تغییر قیمت معاملات می‌تواند ارزش کل موجودی را جابه‌جا کند.

برای بررسی فرضیه خروج سرمایه، باید داده‌های مکمل را دید: جریان خالص صندوق‌ها، تغییر موقعیت‌های سرمایه‌گذاران و ترکیب تقاضای نقدی و مشتقه. حتی خروج خالص از صندوق‌های بیت‌کوین نیز به‌تنهایی مشخص نمی‌کند که وجوه خارج‌شده در چه دارایی دیگری سرمایه‌گذاری شده‌اند.

علت افزایش بازده، واکنش احتمالی بیت‌کوین را تغییر می‌دهد

جدول زیر یک چارچوب سناریویی است. روابط آن مشروط‌اند و نباید به‌عنوان نتیجه قطعی یا آمار تاریخی خوانده شوند.

سناریوهای تغییر بازده اوراق و پیام احتمالی برای بیت‌کوین
محرک اصلی رفتار احتمالی بازده مسیر اثرگذاری بر بیت‌کوین شاهد مکمل لازم
سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تر افزایش بازده اسمی و واقعی افزایش هزینه فرصت و فشار بر اهرم نرخ‌های کوتاه‌مدت، دلار و شرایط اعتباری
افزایش انتظارات تورمی افزایش اسمی؛ تغییر واقعی وابسته به شدت تورم انتظاری اثر دوطرفه میان روایت حفظ ارزش و احتمال انقباض پولی بازده TIPS و جبران تورم
بهبود چشم‌انداز رشد اقتصادی امکان افزایش بازده همراه با ریسک‌پذیری تقاضای ریسک ممکن است بخشی از فشار نرخ‌ها را خنثی کند. عملکرد سهام و فاصله بازده اوراق شرکتی با خزانه
افزایش عرضه بدهی یا صرف سررسید افزایش بازده بلندمدت بدون افزایش مشابه نرخ کوتاه‌مدت اثر وابسته به شرایط مالی و برداشت سرمایه‌گذاران از بدهی منحنی بازده و برآورد صرف سررسید
ترس از رکود و تقاضای دارایی امن احتمال کاهش بازده خزانه‌داری بیت‌کوین ممکن است با وجود افت بازده، تحت فشار فروش بماند. ریسک‌گریزی، نقدشوندگی و فشار فروش اجباری

تفکیک بازده بلندمدت به مؤلفه انتظارات نرخ‌های آینده و صرف سررسید، در مدل‌های منحنی بازده فدرال رزرو نیز به کار می‌رود. برداشت تحلیلی برای بیت‌کوین این است که هر افزایش بازده بلندمدت را نمی‌توان معادل انتظار افزایش نرخ سیاستی دانست.

سطح بازده مهم‌تر است یا سرعت تغییر آن؟

بازده بالا اگر از قبل در انتظار سرمایه‌گذاران بوده باشد، ممکن است اثر محدودی بر قیمت داشته باشد. در مقابل، افزایش سریع و غیرمنتظره نرخ‌ها می‌تواند محاسبات ریسک و تأمین مالی را ناگهان تغییر دهد.

برای مثال، دو وضعیت فرضی را در نظر بگیریم: در وضعیت نخست، بازار چندین ماه با نرخ نسبتاً بالایی سازگار شده است. در وضعیت دوم، نرخ از سطح پایین‌تری به‌سرعت افزایش می‌یابد و انتظارات قبلی را نقض می‌کند. حتی اگر نرخ نهایی وضعیت دوم کمتر باشد، شوک آن ممکن است فشار بیشتری بر موقعیت‌های اهرمی وارد کند.

پس تحلیلگر باید سه پرسش را هم‌زمان مطرح کند: بازده در چه سطحی قرار دارد؟ با چه سرعتی تغییر می‌کند؟ چه مقدار از این تغییر، برخلاف انتظار بازار است؟

همین منطق توضیح می‌دهد چرا بیت‌کوین گاهی پیش از کاهش رسمی نرخ‌ها رشد می‌کند. بازار می‌تواند تغییر مسیر آینده سیاست پولی را زودتر قیمت‌گذاری کند؛ هرچند تحقق‌نیافتن این انتظار، زمینه اصلاح قیمت را فراهم می‌کند.

اوراق کوتاه‌مدت و بلندمدت پیام یکسانی ندارند

اوراق کوتاه‌مدت معمولاً حساسیت قیمتی کمتری به تغییر نرخ بهره دارند و برای سرمایه‌گذاری که به حفظ نقدشوندگی اهمیت می‌دهد، می‌توانند جایگزین نزدیک‌تری برای نگهداری نقد باشند.

اوراق بلندمدت، حتی با ریسک اعتباری پایین، در برابر تغییر نرخ‌ها حساس‌ترند. بنابراین، مشاهده بازده جذاب یک اوراق بلندمدت به معنای تضمین سود در یک دوره نگهداری کوتاه نیست.

تقریب رایج حساسیت قیمت اوراق چنین است:

درصد تغییر قیمت اوراق منفیِ دوریشن تعدیل‌شده × تغییر بازده

برای نمونه، اگر دوریشن تعدیل‌شده یک اوراق فرضی ۷ باشد و بازده یک واحد درصد افزایش یابد، افت قیمت آن در تقریب اولیه حدود ۷ درصد خواهد بود. این محاسبه، اثر تحدب و درآمد دوره‌ای را کنار می‌گذارد.

در نتیجه، مقایسه بازده تا سررسید اوراق ده‌ساله با بازده مورد انتظار یک معامله چندماهه بیت‌کوین، بدون محاسبه تغییر احتمالی قیمت اوراق، ناقص است. مقایسه باید بر مبنای افق نگهداری و بازده کل انجام شود.

دیدگاه مخالف: چرا بیت‌کوین می‌تواند با وجود بازده بالا رشد کند؟

از زاویه مخالف، بیت‌کوین صرفاً وسیله‌ای برای جست‌وجوی بازده در محیط نرخ بهره پایین نیست. بخشی از تقاضای آن به کمیابی عرضه، امکان انتقال و نگهداری مستقل دارایی و انتظارات مربوط به پذیرش شبکه وابسته است. اگر بازده اوراق به دلیل نگرانی درباره تورم پایدار یا وضعیت بدهی دولت افزایش یابد، برخی سرمایه‌گذاران ممکن است بیت‌کوین را جذاب‌تر ببینند. همچنین، افزایش تقاضای اختصاصی بیت‌کوین می‌تواند فشار ناشی از نرخ‌های بالاتر را جبران کند. بااین‌حال، این استدلال باید در حد یک سناریوی مشروط باقی بماند: عرضه محدود، به‌تنهایی تقاضای پایدار یا مصونیت قیمت در بحران نقدینگی را تضمین نمی‌کند.

تریدر چگونه این رابطه را به تصمیم قابل‌استفاده تبدیل کند؟

بازده اوراق بهتر است بخشی از ارزیابی محیط معامله باشد؛ استفاده از آن به‌عنوان سیگنال مستقل خرید یا فروش، اطلاعات کافی فراهم نمی‌کند.

برای سنجش فشار احتمالی بر بیت‌کوین، این ترتیب بررسی مفید است:

۱. ابتدا مشخص شود حرکت نرخ‌ها از بازده واقعی ناشی می‌شود یا از جبران تورم و صرف سررسید.

۲. سپس دلار، بازار سهام و شرایط اعتباری بررسی شوند تا روشن شود حرکت اوراق با کاهش ریسک‌پذیری همراه است یا خیر.

۳. جریان خالص صندوق‌های بیت‌کوین، تقاضای نقدی و وضعیت موقعیت‌های مشتقه کنار هم قرار گیرند. حجم معاملات بالا، به‌تنهایی به معنای ورود خالص سرمایه نیست.

۴. واکنش خود قیمت ارزیابی شود. مقاومت بیت‌کوین در برابر فشار نرخ‌ها می‌تواند نشانه وجود تقاضای جبران‌کننده باشد؛ شکست این مقاومت نیز فرضیه را تغییر می‌دهد.

۵. افق معامله با افق تحلیل هماهنگ شود. رابطه‌ای که در یک چرخه چندماهه معنا دارد، الزاماً جهت نوسان چندساعته را تعیین نمی‌کند.

اگر افزایش بازده واقعی با تقویت دلار، تضعیف تقاضای نقدی و افزایش فشار بر موقعیت‌های اهرمی همراه شود، مجموعه شواهد برای احتیاط قوی‌تر خواهد بود. در مقابل، افزایش بازده اسمی همراه با ثبات بازده واقعی و تقاضای پایدار بیت‌کوین، تصویر متفاوتی می‌سازد.

جمع‌بندی استراتژیک: از علت تغییر نرخ‌ها شروع کنید

بازده بالای اوراق می‌تواند با افزایش هزینه فرصت، گران‌ترکردن تأمین مالی و تغییر تخصیص سبدها، تقاضای بیت‌کوین را کاهش دهد. این فشار زمانی قابل‌اتکاتر است که افزایش بازده واقعی با سخت‌ترشدن شرایط مالی و شواهد ضعف تقاضا همراه باشد.

اما افزایش بازده، مدرک انتقال مستقیم پول از بیت‌کوین به اوراق نیست. بازده ممکن است به علت فروش اوراق بالا برود؛ بیت‌کوین ممکن است به علت کاهش خریدهای تازه افت کند؛ و هر دو بازار ممکن است تحت تأثیر یک شوک مشترک قرار بگیرند.

درس عملی برای تریدر این است که از معامله‌کردن یک رابطه ساده و همیشگی فاصله بگیرد. پرسش تعیین‌کننده این است: چرا بازده تغییر کرده، این تغییر چه اثری بر قدرت خرید و تأمین مالی دارد، و رفتار واقعی سرمایه‌گذاران بیت‌کوین تا چه اندازه آن را تأیید می‌کند؟

TG

برای دریافت تحلیل‌های بیشتر درباره اوراق، بیت‌کوین و بازارهای جهانی، کانال تلگرام آکادمی سعید فیضیان را دنبال کنید.

عضویت در کانال تلگرام
BL

اگر از پیام‌رسان بله استفاده می‌کنید، آموزش‌های تحلیل اقتصاد کلان و مدیریت ریسک را در کانال بله آکادمی سعید فیضیان دنبال کنید.

عضویت در کانال بله
IG

برای دیدن نکات آموزشی کوتاه و تحلیل‌های تصویری درباره بیت‌کوین و بازارهای مالی، صفحه اینستاگرام آکادمی سعید فیضیان را دنبال کنید.

دنبال کردن در اینستاگرام
بازده اوراق بیت‌کوین بازده واقعی جریان سرمایه بازارهای مالی
اشتراک‌گذاری: تلگرام ایکس لینکدین